هوش طبیعی
پرسش شماره ی یک : آیا هوش طبیعی وجود دارد ؟
پی نوشت پرسش شماره ی یک : چگونه می توان فهمید که هوش طبیعی وجود دارد ؟
پی نوشت پی نوشت پرسش شماره ی یک : هوش طبیعی چیست ؟
پی نوشت پی نوشت پی نوشت پرسش شماره ی یک : هوش چیست ؟
این چهار مرحله به ترتیب ساده می شوند تا این مسئله حل شود . چون بالأخره به این نتیجه رسیدم که از آخر به اول رسیدن هم جواب می دهد !
خوب ، پرسش چی بود ؟ «هوش» چیست ؟
در این بحث هوش (که البته به مفهوم غیر انسانی و کلی در نظر گرفته شده است) معنی به خصوصی دارد :
یعنی موجود یا دستگاهی که ادراک دارد (یعنی شرایط را بررسی می کند) و با توجه به شرایط محیطی واکنش نشان می دهد (یعنی با تجزیه و تحلیل دانسته های خود بهترین واکنش را انجام می دهد) .
مثلاً شما یک بازی کامپیوتری را در نظر بگیرید .
به طور معمول شما دو نوع رقیب دارید : دشمنان غیر هوشمند و دشمنان هوشمند .
دشمنان غیر هوشمند شامل دشمنانی هستند که بدون داشتن درکی از اطراف خود (هدفشان که شما باشید) تنها به یک یا چند سمت شلیک می کنند شلیک می کنند .
ولی دشمنان هوشمند شامل دشمنانی می شوند که موقعیت شما را ردیابی می کنند و مستقیم به سمت شما شلیک می کنند .
خوب ، این از هوش . ولی حالا پله ی دوم :
هوش طبیعی چیست ؟
ابتدا به داستان زیر توجه کنید :
{شما در یک روز تعطیل همین طوری که دارید مثلاً از پیک نیک لذت می برید یک دفعه چشمتان به یک درخت می افتد و هوس می کنید آن را با چاقو خط خطی کنید .
بعد از این که کارتان تمام می شود با حالتی شادمان به پیاده روی ادامه می دهید که یک دفعه یک شاخه ی درخت روی پای شما می افتد و یک مدت در بیمارستان می افتید !}
شما اگر میزان خرافاتی بودنتان یک کم ازدیاد کرده باشه اون موقع میشه حدس زد برداشت شما از این حادثه چیه :
{این انتقام درخت ها بود !}
بله ! و در اصل شما بیان کرده اید که درخت ها هوشمند هستند !
یعنی به نظر شما درخت مخطوط (یعنی خط خطی شده !) با بقیه ی درختان درد دل کرده و درخت انتقام گیرنده در اثر درد دل های درخت مخطوط واکنش نشان داده است ...
حالا همینو گسترشش بدین !
مثلاً فرض کنید یه بار بی دلیل یک دفعه محکم یک کشیده نثار یک بی نوا کنید و چند دقیقه بعد یک نفر بدون دلیل به شما کشیده بزند !
(البته این «عدالت طبیعی» است یعنی هوش عدالت خواه یا به عبارتی مخلوطی از هوش و عدالت خواهی)
خوب ، اگر شما کشیده خوردنتان را بخواهید به کشیده زدنتان ربط بدهید بنابراین شما بیان کرده اید که این وسط یه هوش وجود داره .
که این هوش کشیده زدنتان را درک کرده و طبق عدالت طبیعی مقدمات کشیده خوردنتان را فراهم کرده !
و این هوش را چون نمی توان به در و دیوار نسبت داد (!) بنابراین باید منبع متافیزیکی داشته باشد .
و این منبع متافیزیکی معمولاً خدا نامیده می شود ؛ یا به طور کلی همان هوش طبیعی .
ولی ما تا این جا با یک فرض رسیدیم : اگر شما کشیده خوردنتان را بخواهید به کشیده زدنتان ربط بدهید ....
پس حالا سر پله ی سوم می رویم :
چگونه می توان فهمید که هوش طبیعی وجود دارد ؟
دوباره تعریف هوش را بخوانید : موجود یا دستگاهی که ادراک دارد و با توجه به شرایط محیطی واکنش نشان می دهد .
ولی موجود یا دستگاهی که با توجه به شرایط محیطی واکنش نشان می دهد یک ویژگی بارز برای شناسایی دارد :
راهی برای ادراک ؟ نه .
نشان دادن واکنش ؟ نچ .
ادراک خالی ؟ نه بابا ...
شما برای فهمیدن این موضوع می توانید به یک دستگاه هوشمند رجوع کنید :
مثلاً ..... درهای خودکار ! (منظورم در خودکار نوشتنی نیست ..... منظورم آن در هایی هستند که وقتی جلوی آن ها می روید به طور خودکار باز می شوند !)
خوب ، وقتی شما جلوی در می روید باز می شود و وقتی برمی گردید بسته می شوند .
و این قانون همیشه صادق است .
به عبارتی اگر یک دستگاه همیشه به یک کنش مشخص یک واکنش مشخص نشان بدهد هوشمند است .
ولی یک مشکل خطرناک ...
به داستان زیر توجه کنید :
{یک روز جناب فیلسوف دیوانه ساعت زنگ دار خرید و آن را جوری تنظیم کرد که هر روز صبح ساعت 7 او را بیدار کند .
وقتی فردا صبح ساعت زنگ زد جناب فیلسوف خود را در حالتی یافت که انگشتش در دماغش بود و داشت بالش را گاز می گرفت !!!!
تا چند روز بعد هر روز جناب فیلسوف دیوانه خود را همیشه در همین حالت یافت !}
و حتماً می توانید حدس بزنید که جناب فیلسوف دیوانه چه نتیجه ای گرفت ؟
{ساعت او یک ساعت هوشمند است و به انگشت و دندان او ادراک دارد و با یافتن آن دو در شرایطی خاص (!) واکنش زنگ زدن را نشان می دهد !!!!}
شما چه نظری دارید ؟
بله ، اتفاق نه چندان جالبی که افتاد این بود که یک یا چند بار به طور اتفاقی آن اتفاق مضحک افتاد و جناب فیلسوف دیوانه فکر کردند که ...
یک مثال دیگر می زنم :
{جناب آقای فیلسوف دیوانه هر روز ساعت 12 از کار به خانه برمی گردند .
و دقیقاً سر همان ساعت دوازده صدای بوق یکی از کارخانه ها در می آید .
و جناب آقای فیلسوف دیوانه فکر می کنند که کارخانه به افتخار او بوق می زند !!!!}
و اگر دقیق نگاه کنیم می بینیم که در اصل بوق کارخانه هوشمند نیست بلکه ارگانیک است یا به عبارتی یک سیستم بسته ی منظم است و چون کنش های خود جناب آقای فیلسوف دیوانه هم منظم است (آمدن منظم او هروز ساعت 12) بنابراین فکر می کنند که صدای بوق کارخانه هوشمند است .
ولی بعضی چیزها هم این موضوع را تشدید می کنند .
مثلاً همان قضیه ی ساعت زنگ دار را فرض کنید .
جناب آقای فیلسوق دیوانه دو استدلال دیگر را هم دارند :
{1. چرا من علاوه بر چند روز اول ، در روز های دیگر هم در آن وضع قرار گرفتم ؟}
جواب ساده است : چون بعد از یک یا چند روز که اتفاقی آن وضع اتفاق افتاد ذهن جناب آقای فیلسوف دیوانه ناخودآگاه تحت تأثیر قرار گرفت و جناب فیلسوف دیوانه هر روز ناخودآگاه در آن وضع (!) قرار می گرفتند .
{2. چرا یک روز که دستان و دهانم را بستم تا آن وضع اتفاق نیفتد خواب ماندم ؟}
ساده تر : جناب فیلسوف آن قدر در تمام شب به این موضوع فکر کرده اند که کلی بیدار مانده اند و صبح با وجود صدای زنگ خواب مانده اند .
و اصل این حرف این است که بعضی از اعمال که به طور طبیعی در اثر فکر به این موضوع انجام می شود موجب به وجود آمدن پدیده هایی می شود که موجب می شود انسان فکر کند آن موجود یا دستگاه هوشمند است و ایمان به موضوع چشم ها را برای جویا شدن علت می بندد .
حالا این همه مزخرف که خودم هم نفهمیدم چی شد گفتم که چی ؟
واسه همون جناب متافیزیک یا خدا ....
حالا این همه چرت و پرتامو به ترتیب در این مورد بررسی کنید .
از کجا می توانیم بفهمیم که هوش طبیعی یا منبع متافیزیک یا خدا وجود دارد ؟
همان طور که گفتم باید یک کنش را که مطمئنیم خدا نسبت به آن واکنش انجام می دهد آزمایش کنیم .
و البته سه نکته ی خیلی مهم :
1. کاملاً مطمئن شوید که دچار اشتباهات جناب فیلسوف دیوانه در شماره ی یک و دو نشوید . مثلاً شاید فکر کنید اگر شما به یک نفر کمک کنید و آن فرد هم به شما کمک کند کار جناب منبع متافیزیک است در حالی که کمک آن فرد به خاطر کمک قبلی شما بوده و حتماً منبعی متافیزیکی نیاز نیست .
پی نوشت 1. هرچند ممکن است شما به کسی کمک کنید و آن فرد در نهایت ناجوانمردی یک ضد حال اساسی به شما بزند . این هم یک رد برای وجود عدالت طبیعی ؛ البته شاید هم این دلیل کافی نباشد .
2. انصافاً به نظر شما آزمایشی قطعی در مورد خدا وجود دارد که خدا در مورد کنشی خاص واکنشی خاص نشان دهد ؟
3. تقریباً در هر دین و ایسم و عقیده ای که خدا دارد یک فرد که ترجیح می دهم او را «هادی» به معنی هدایت کننده بنامم وجود دارد که ادعا دارد من در فلان عقیده مثلاً آخرشم (!)
و از آن جایی خیلی از عقیده ها با هم تفاوت دارند پس نتیجه می گیریم حداقل یک یا چند عقیده از بیخ نادرستند .
مثلاً من بت های شهر «دیوانگان» را در نظر می گیرم .
و این بت ها بسیار بی بخار و بی کار ولی دارای کلی متعصب خطرناک و دست به اسلحه هستند !
با توجه به غلط بودن این دین می توانید حدس بزنید کار هادیان این شهر چیست ؟
یک راهنمایی : بت ها هوشمند نیستند .
یک راهنمایی دیگر : خدای غیر هوشمند به درد نمی خورد ؛ چون طرفداری ندارد .
حالا می توانید حدس بزنید ؟
ماست مالی کردن غیر هوشمند بودن بت ها !
مثلاً وقتی یکی از اهالی شهر دیوانگان قاطی می کند که چرا بت های خیرخواه اجازه می دهند که شهر دیوانگان پر از پلیدی شود «هادی» با خشم یا می گوید که عقل در وجود او رفته (در شهر دیوانگان عقل باید حتماً معادل شیطان باشد !) یا این که بت جنون می خواهد ایمان او را امتحان کند یا این که عقل او ناقص است و هدف والای بت جنون را نمی فهمد و از این جور اراجیف که مفت نمی ارزد !
و سه نکته هم برای خالی نبودن عریضه :
1. شاید شما بگویید هر موقع فوت کنیم هوا عقب می رود و هر موقع هوا را به درون بکشیم هوا جلو می آید . و این قانون همیشه صادق است . آیا هوا هوشمند است ؟
خوب ، از آن جا که هوا تحت تأثیر محیط خارجی قرار می گیرد پس در این مورد هوشمند است ولی چون بازوی ادراک (مثلاً سنسور فشار سنج) ندارد پس ترجیحاً به آن می توان گفت : هوش ساده .
2. اگر سیستم هوشمندی دچار مشکل شود یعنی در قانونش دچار استثناء شده است . آیا دیگر هوشمند نیست ؟ چرا ، هوشمند است ولی مشکل این جاست که این قانون خیلی کلی است و در اصل باید این هم گفته شود که اگر دچار مشکل شود واکنش دیگری نشان می دهد .
3. یک مثال را در نظر بگیرید :{شما یک بار پشت یک فرد پخ می کنید . آن فرد می ترسد . پنج دقیقه بعد دوباره پخ می کنید . آن فرد حاضر است و با یک لیوان آب یخ از شما پذیرایی می کند و حال شما را جا می آورد .}
خوب ، الآن آن فرد به یک کنش در دو زمان دو واکنش متفاوت نشان داد . پس آیا آن فرد یا به طور کلی انسان هوشمند نیست ؟
معلوم است که هست ؛ ولی چرا به یک کنش در دو زمان دو واکنش نشان می دهد ؟
پس حالا شما را با بزرگترین پدیده ای آشنا می کنم که بسیار مفید است و در عین حال موجب اشتباه کردن در مورد هوش می شود :
«حافظه» !
بله ، انسان نه تنها هوشمند است (یا به عبارتی بر اساس شرایط محیطی تصمیم می گیرد) ، بلکه بر اساس حافظه (که شامل ثبت کنش ها و واکنش های رخ داده در گذشته می شود که اندیشه ی انسان به طور خودکار بهترین واکنش را نسبت به کنشی انتخاب می کند) نیز می شود .
بنابراین نتیجه می گیریم در مثال «پخ!» در کنش اول فرد بر اساس شرایط محیطی و طبق نظم غریزه اش عمل می کند . ولی در کنش دوم فرد به حافظه نیز رجوع می کند و حافظه را ارجحیت می دهد و اننتقام پرروگری را بر زهره ترک شدن ترجیح می دهد !
حالا در آخر جواب سؤال آخر را به شما می سپارم :
آیا هوش طبیعی وجود دارد ؟ ......
پایان....
