تبليغاتX
فلسفه , راهی برای بهتر شدن ! - چرند و پرند !

فلسفه , راهی برای بهتر شدن !

این جا پایگاه به اوج رسانیدن فکر شماست !

چرند و پرند !

چو دانستیم شما غرق گناهید ... علی چپ رفتیم و پس آفریدیم

همه کفر و گناه دنیاتان را ... به هر زحمت به جانمان خریدیم

اگر چه آدم و حوا رسولند ... ولی ریشه ی عصمت بگسلیدیم

به نیرنگی ز آن ابلیس بد کار ... ز فردوس به زمین پست رسیدیم

چو گفتند پس چرا کاری نکردی ... بگفتیم که نبودیم و ندیدیم

ولی چندی دگر در مدتی زود ... فرستاننده ی درد شدیدیم

برای یک دین از میان ادیان ... همه اقوام دیگر را دریدیم

چو گفتند تو مگر ایزد نبودی ؟ ... بگفتیم ما که یزدان جدیدیم

بگفتند پس چه تا اکنون نبودی ؟ ... بگفتیم که خدای ناپدیدیم

بگفتند پس کنون اندر کجایی ؟ ... بگفتیم که سر {حبل ورید} یم

ولی خانه ی قبلیم آن جا بود ... به یک جست تا به کعبه بپریدیم

بگفتند آن عرب های بیابان ... چه سرها که به اسلام نبریدیم !

چه ثروت ها که از کفار نبردیم ... چه اموال که از آنان نچریدیم !

بگفتند غیر اعراب مسلمان ... اگرچه ما به اسلام نگرویدیم

ولی ما نیز دینی نیک داشتیم ... به اسلام پس چرا در خون تپیدیم ؟

خداوند فکر کرد و پس بگفتش ... بگوییم ما که یزدان فریدیم !

 

 

 



همانا امامان بر حق بودند/وای بر حالتان اگر نفهمیده باشید/شما را می سوزانم/می کشم/تکه تکه تان می کنم/و آنان که فهمیدند/آنان را به بهشت می بریم/و هر چه در زمین پاک بودند/در بهشت با حوری و شراب آنان را به فساد می کشیم/

 

/و آن هنگام که قیامت می شود/از شما بازخواست می شود/و می گوییم چرا به من ایمان نیاوردید/پس شما می گویید تو چرا معجزه ای مانند زمان محمد نفرستادی/پس ما طفره می رویم/پس شما می گویید پس چرا ما را خلق کردی اگر بد بودیم/پس ما طفره می رویم/پس شما می گویید چرا تنها به خاطر باور نکردن وجودت ما را می سوزانی/پس ما کفری می شویم و شما را می سوزانیم/همانا عادل تر از ما وجود ندارد/

 

/پس اعراب گفتند چرا ما را از قتل منع می کنی/پس پیامبر گفت شما می توانید به جرم کفر بکشید/پس اعراب گفتند چرا ما را از دزدی منع می کنی/پس پیامبر گفت شما می توانید اموال کافران را به اسم انفال ببرید/پس اعراب گفتند چرا ما را از{...}منع می کنی/پس پیامبر گفت پس ازدواج موقت برای چیست/همانا خداوند مکارترین مکر کنندگان است/و شما نمی فهمید/

 

/و از تو درباره ی شیطان می پرسند/می گویند چرا خدا او را آفرید/در حالی که می دانست سر پیچی خواهد کرد/پس بگو خداوند همه چیز را می داند و ماستمالی کن/همانا ما بندگان را احمق فرض می کنیم/و می پرسند چرا خدا می گذارد ما به دستان او گمراه شویم/پس بگو امتحان است/و اگر مخالفت کردند/و گفتند خدا امتحان ها را می داند/باز بگو خدا همه چیز را می داند/همانا شما همه چیز را بپذیرید/ما می دانیم/و همانا شما نمی فهمید/


خوشا به حال آنان که به غیب ایمان آوردند/به چیزی که نمی دیدند/نمی شنیدند/و حس نمی کردند/و بدا به حال آنان که گفتند پس چرا خدا را نمی بینیم/آنان جزیده می شوند/شما اینان را می خوانید و از سوختن آنان خوشحال می شوید/ولی آیا به خود گفتید مگر آنان چیزی جز حقیقت گفتند/همانا شما بنده و ما ارباب هستیم/و هر چه می گوییم باید قبول کنید/همانا اختیار شما به درد جرز دیوار می خورد/



/پس گفتید چرا جبرئیل خود به ما آیه ها را به ما نمی گوید/تا با دیدن او ایمان آوریم/آیا شما خدایتان را احمق فرض کردید/می خواهید جهنم خالی بماند/خیر/خیال کردید/ما دوست داریم شما را بسوزانیم/درد بکشید/پس گفتید به هنگام مصیبت چه کنیم/پس پیامبر گفت دعا کنید/تا خداوند رفع بلا کند/پس گفتید اگر خداوند می خواست رفع بلا کند/پس چرا بلا فرستاد/آیا عقده ی دعا دارد/پس به پیامبر گفتیم شما را بکشد/چون سوالی سخت پرسیدید/


/
و ما دستور دادیم که زن و مرد فاسد را بکشید/حالا یکی نیست بگوید اگر آن ها مسلمان نبودند گناهشان چیست/ولی به شما ربطی ندارد/چرا که ما عادلیم/و همین کافی است/


/
و ما همین جور نشسته ایم تا شما هر غلطی که دلتان خواست بکنید/و دائم بی عدالتی بکنید/یا در حق شما بشود/در حالی که بی گناه هستید/و باز هم دم از عدالت الهی می زنیم/البته در دنیایی که نمی بینید/آیا هر کسی نمی تواند چیزی را که تا زمانی که زنده اید نمی بینید به شما وعده دهد/و باز کافران می گویند ایمان خریت است/و باز شما آنان را می کشید/و این همان عدالت الهی است/

 

/و ما انسان ها را می آفرینیم در حالی که می دانیم بد می شوند/و شرایطی فراهم می کنیم که می دانیم آن ها را بد می کند/و آزمایش هایی می کنیم که می دانیم از آن شکست می خورند/در حالی که با بد شدن آن ها در حق دیگران ظلم می شود/ولی با این حال آن ها را خلق می کنیم/و از عدالت تنها مجازات کردن را می دانیم/و همانا نمی توانیم آن ها را همچون پیامبران معصوم بیافرینیم/تا عدالت را به صورت پیشگیری اجرا کنیم/و همانا افتخار می کنیم که می سوزانیم/افتخار هم دارد/

 

/اگر کارخانه ای جنسی را تولید می کند/کار خوب آن را ضمانت می کند/و اگر کار نکرد/آن را تعمیر می کند/ولی خدا اگر جنسی تولید کند/می گوید ببینیم چه می شود/و اگر خراب باشد/می گوید تقصیر خودش است/و در آخر/لگدی محکم به آن جنس می زند/وای بر شما تولیدات خداوند/که باید تاوان بد آفریدن خدا را پس بدهید/هم در این دنیا زجر بکشید/هم در آن دنیا/این هم از عدالت خدا/


/
و چون یک نفر کفر بگوید/شما مجبور می شوید او را بکشید/و چون جنگ خرج دارد/شما مجبور می شوید اموالش را غارت کنید/و چون خانواده ی او بی خرجی می مانند/شما مجبور می شوید آن ها را به خدمت بگیرید/فرزندان آنان را می فروشید/و همسران آنان را به کنیزی می گیرید/و اگر بخواهند پاکدامن باشند/آنان را به کسانی خبیث تر از خودتان می فروشید/و این است عدالت ما/آیا اعتراض دارید؟/نه؟/ایول...ایول..../

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 17:47  توسط stanley  |